محمد بن حسين رازي

93

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي )

از پيش رفتند . آسيه دختر مزاحم برگزيد كه خداى را در سر مىپرستيد در جايى كه كس خداى را نمىپرستيد . و مريم بنت عمران را برگزيد ، ولادت عيسى بر وى آسان كرد و شاخ خشك از خرما بجنبانيد تا رطب چيده برو افتاد در بيابان . و خداى تعالى مرا برگزيد و تفضيل نهاد زيرا كه من در خانهء كعبه حمل بنهادم و سه روز آنجا بودم و از ميوهء بهشت مىخوردم . چون خواستم كه از خانه بيرون آيم و فرزند با من بود ، هاتفى آواز داد اى فاطمه نام وى على كن كه او على است و من على اعلى و من او را بيافريدم از قدرت و عدل و عز و جلال و عظمت ربوبيت خود و نام او را از نام خود مشتق كردم و امر خود به دو تفويض كردم و او را واقف گردانيدم بر غوامض اسرار خويش ، در خانهء من به وجود آمد ، و او اول كسى باشد كه بر بام خانهء من بانگ گويد و بتان بشكند و به روىشان دراندازد و تعظيم و تمجيد و تهليل و تقديس من گويد و او امام باشد بعد از حبيب و برگزيدهء من از خلق محمد رسول وصفى من و وصى و وارث او باشد . خنك آن كس را كه مطيع وى شود و واى بر آن كس كه در وى عاصى باشد و به امامت وى ايمان ندارد . شاعر در شرف ولادتش مىگويد : شعر ولدته فى حرم الا له و امه * و البيت حيث فناؤه و المسجد بيضاء طاهرة الثياب كريمة * طابت و طاب وليدها و المولد فى ليلة غابت نحوس نجومها * و بدت مع القمر المنير الاسعد ما لف فى خرق القوابل مثله * الا ابن آمنة النبى محمد روايت است از عبد اللّه بن عباس رضى اللّه عنهما كه ، گفت : چون فاطمه بنت اسد حامله شد با امير المؤمنين عليه السلام و حملش يقين شد ، به ابو طالب گفت : نام نهادن فرزند از آن من است . ابو طالب گفت : نام او مرا بايد نهاد نه ترا . اين حكومت به ورقة بن نوفل بردند . ورقه گفت : اگر پسر باشد نامش